چند روز قبل...
چند روز قبل توی خیابون داشتم قدم میزدم توی فکر رفته بودم که یه تاکسی بوق زد گفت کجا میری من ناخوداگاه گفتم آخر دنیا یه نگاه بهم انداختو رفت دوباره تو فکر رفتم خیلی اون روز حالم بد بود اومدم خونه رفتم تو اتاقم در بستم و زار زار برای خودم گریه کردم دیگه داشتم دیونه میشدم و فقط به گذشته فکر میکردم

+ نوشته شده در یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 12:59 AM توسط e_boy
|
در مسیر خاموش عشق قلبم را سوزندم تا مسیر را روشن کنم